خرید بک لینک
842.مردم دهکده تو چگونه اند؟ این داستان از مشرق زمین آمده و موضوعش این است که دو نفر به دنبال کشف حقیقت و معنویت بودند و اتفاقا راه شان یکی بود .نفر اول در یک روستای کوچک بین راه اطراق کرد تا صبح زود روز بعد به بقیه سفرش ، که حدود پنجاه کیلومتر بود ، ادامه دهد.بین راه به یک پیرمرد روشن ضمیر برخورد و از او درباره معنی زندگی و کائنات و همه چیز سوال کرد . پیرمرد با صبوری به همه سوالات مرد جوان پاسخ داد.در انتها مرد جوان از پیرمرد تشکر کرد و در مورد درست بودن راهش به دهکده بعدی و از شناخت احتمالی او از مردم آن دهکده پرسید. پیرمرد به سوال اول جوان در مورد درست بودن راه پاسخ مثبت داد .اما در مورد سوال دوم درباره مردم آن دهکده ، از او پرسید مردم دهکده قبلی که از آن گذشته ، چه طور بودند .مرد جوان پاسخ داد آنها عالی بودند ،با آن که فقیر بودند ، ولی از او به گرمی استقبال کردند و تعارف کردند که شب را در خانه یکی از آنها بماند و به او غذای مفصل دادند. مرد جوان در مقابل این همه مهربانی و بخشندگی شرمنده شده بود.سپس پیرمرد به او گفت که من برایت یک خبر خوب دارم .مردم دهکده بعدی هم به همان خوبی دهکده اول هستند بنابراین با خیال راحت به آن جا برو و لذت ببر. از طرف دیگر در روز بعد مرد جوان دوم هم به طور اتفاقی در همان دهکده ماند که جوان اول آن را ترک گفته بود .صبح روز بعد او هم همان راه جوان اول را ب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

30 عادت ناپسند اجتماعی : 01. خیره شدن به دیگران02. با دهانپر حرف زدن03. قطع کردن حرف دیگران04. اظهار فضل و دانایی کردن05. بلند حرف زدن06. خیلی محکم یا شل دست دادن07. پرخوری در میهمانی ها08. گذاشتن آرنج روی میز09. پچ پچ کردن و خندیدن مرموز در حضور دیگران10. دراز کردن دست از سوی آقایان و اصرار برای دست دادن با خانم ها( یی که به هر دلیلی مایل نیستند).11. باد کردن یا صدا در آوردن با آدامس12. استفاده بی اندازه از تلفن همراه 13. نمایش عمومی احساسات و رومانتیک بودن در حضور دیگران14. توهین یا کنایه و طعنه زدن به دیگران15. بهداشت ضعیف و رفتارهای ناپسند بهداشتی در حضور دیگران: مانند خلال دندان، تمیز کردن بینی حتی با دستمال، شانهکردنمو16. حمله به حریم شخصی و باورهای افراد17. بی نظمی و زرنگی در نوبت 18. ریختن آشغال روی زمین حتی در جاهای کثیف19. پوشیدن لباس نامناسب،یا آراسته نبودن 20. خندیدن به خطاها، آسیب دیدن یا مشکل دیگران21. به کاربردن کلمه های زشت و زننده22. هنگام گفتگو، نگاه کردن به جایی غیر از چهره مخاطب23. حل و فصل کردن مشکلات (با فرزند یا همسر یا...) در جمع24. کشیدن سیگار در جمع25. سکوت، و کم حرفی غیر عادی یاعبوس بودن در جمع 26. مسخره کردن لهجه ها یا شوخی های تحقیر آمیز جنسیتی27. افراط و تفریط در سلام و احوالپرسی28. بدگویی از دیگران29. فضولی کردن30. بی توجهی به وقت و برنامه دیگران

برچسب: اجتماعی, نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

گفته اند که خاندان برمک خاندانی ایرانی بودند که در دربار عباسیان نفوذ فراوان داشتند و تعدادی از آنها وزرای خلفای عباسی بودند. جعفر برمکی حتی با هارون الرشید دوستی فوق العاده نزدیک داشت. روزی که به باغی رفته بودند، هارون هوس سیب کرد و به جعفر گفت برایم سیب بچین، جعفر دور و بر را نگاه کرد و چیزی که بتواند زیر پایش بگذارد و بالا برود پیدا نکرد.هارون گفت بیا پا روی شانه ی من بذار و بالا برو. جعفر این کار را کرد و سیبی چید و با هارون خوردند و خوششان آمد. هارون به باغبان گفت برای پرورش این باغ قشنگ از من چیزی بخواه.باغبان که از برمکیان بود گفت: قربان می خواهم که دست خطی به من بدهید که من از خاندان برمک نیستم!! همه تعجب کردند اما به هر حال هارون این دستخط را به باغبان داد... بعدها هارون از نفوذ برمکیان در حکومتش خیلی ترسید و بر اثر سعایت بعضی از آدمهای حسود دستور قلع و قمع برمکیان را صادر کرد و همه ی آنها را کشتند؛ زمانی که برای کشتن باغبان رفتند باغبان دستخط خلیفه را نشان داد و گفت من برمکی نیستم! این مسئله به گوش هارون رسید و از باغبان پرسید چطور آن روز چنین چیزی را پیش بینی کردی و این دستخط را از من گرفتی؟ باغبان گفت من در این باغ چیزهای مفیدی یاد گرفته ام از جمله این که می بینم، وقتی آبفشان(فواره) را باز می کنم قطرات آب رو به بالا می روند و وقتی به اوج خودشان می رسند سقوط می کنند و به

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

آدم های امن چه کسانی هستند؟ آدم های امن، همانهایی هستند که همه چيز ميتوانی بهشان بگويی، بدون اينکه قضاوت يا تحقيرت کنند...ميتوانی کنارشان احساس بودن کنی...کسانيکه فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی کسی که ﺩﺳﺘــــﺖ ﺭﺍ می گیرد ....ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﯿـــــــﺎﻝ ..ﺩﺳـــــتت را می گیرد ﺑﻪ ﺭﺳــــﻢ ِمحبت ...ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳــــــﺖ ﻫــــﻮﺍیت ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍﺟــــــــﺎﺯﻩ به رسم رفاقت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد !گاهی تورا فرو میریزد برای بنای جدید.... آدم های امن گل های قالی اند، نه انتظار چیده شدن دارند نه دلهره پژمردن،همیشگی اند،گنجینه اند،سرمایه اند، آرامش خاطرند،کاش هرکس یک آدم امن در زندگیش بیاید...

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

چاقو در دست یک قاتل تبدیل به ابزاری برای گرفتن جان یک شخص میشه و در دست جراح باعث جانبخشی و عمر دوباره ابزار یکیهاون کیفیت تفکره که کاربرد ابزارو مشخص میکنه تو با مغزت چی میکنی؟؟

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

می خوای صورت خدا رو ببینی؟! مهربون شودل یه بچه، فقط یه بچه رو شاد کن.یه مادرو از نگرانی در بیار.به کسی که مشکلات کمرش رو خم کرده احترام بگذار و کمکش کن.کار خوب می کنی مغرور نشو.چیزی به کسی نگو.اعتبارت رو خرج رفع بدبختی های دیگران کن.با ادب باش، دل نشکن، دروغ نگو.سر کسی کلاه نذار.با قلبت زندگی کن.زرنگی نکن.کسی که به اجبار داره دار و ندارشو حراج می کنه بشناس و به دادش برسیا نه،دست کم جنساشو به قیمت اصلی بخرنگرد دنبال سود، اونم از کسی که کل عمرش ضرر کرده.به خودت احترام بگذار.بد کسی و نخواه و بدش رو نگو.با صورت و رفتار هم می شه بد کسی و گفت.پس خودتو گول نزن.صادق باش.بعد برو جلوی آینه بایستهمین.اصلا آینه هم لازم نیستبه هر طرف نگاه کنی به هر کی و هر چی نگاه کنی خدا بهت ریز می خنده.

برچسب: میخواهی, نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

چرا اکثر اوقات دلمان می خواهد حال بدمان را به نمایش بگذاریم … چرا کلماتی مانند افسرده ام ،یا از همه چیز خسته شده ام...مثل نقل و نبات در دهانمان می چرخد؟تا حالا دلیلش را از خودمان پرسیده ایم؟آیا واقعا از ترحم و تاسف دیگران احساس آرامش می کنیم؟آیا لذت میبریم که در نظر دیگران فردی بی اراده باشیم؟یا شاید فقر باور داریم؟هنوز به این باور نرسیده ایم که هیچ کس به جز خودمان در بهبود حالمان مؤثر نیست...هنوز به این باور نرسیده ایم که تزریق حالی منفی در رگ مردمانی با حالی مشابه یا بدتر هیچ سودی که ندارد بلکه جامعه ای را به نابودی نزدیک می کند!شاید هنوز باور نکرده ایم که در دنیای مدرن امروز هم هر کداممان میتوانیم پیامبری باشیم با معجزه ای به نام ″امیــــد″بیاییدپیام آور خوبی ها باشیم.لطفا امیـــــدها را به اشتراک بگذاریم.

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:14

میگویند ماهاتما گاندی بزی داشت که سمبل عدم وابستگی بود. از مویش لباس تهیه میکرد و شیر و فراورده های شیری بز قوت روزانه اش بود. زمانی قرار شد که گاندی به برای مذاکراتی به بریتانیای کبیر سفر کند ولی حاضر نبود بدون بزش سوار هواپیما شود. اما در قوانین انگلیس چنین اجازه ای داده نشده بود. این موضوع مشکلی برای مذاکرات میان هند و انگلستان شده بود. به ناچار قانونی از تصویب پارلمان انگلستان گذشت که در آن بیان شد: ورود حیوانات به پارلمان انگلیس ممنوع است بجز بز گاندی.. اصالت داشته باشخودت باشو بر باورهایت استوار باشبه ناچار همه خودشان را برایپذیرشت تغییر میدهند

برچسب: باورهای, نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 13:28

833.کارهای خوب هنوز هم کارهای خوب زیادی برای انجام دادن باقی مانده است. اینکه وقتی دیگران شایعه میسازند، دهانمان را ببندیم. اینکه بدون خصومت به انسانها لبخند بزنیم. اینکه کمبود محبت در جهان را از طریق محبتهای کوچکتر در زمینههای شخصیتر و کوچکتر جبران کنیم. به کارمان، ایمان بیشتری داشته باشیم. صبر و حوصلهی بیشتری داشته باشیم و برای انتقام جوییهای حقیر به سراغ نقد دیگران نرویم نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۶| ساعت 10:20| توسط فاطمه| |

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 13:28

1. خوشبختی خانه در خدا پرستی است.2. عزت خانه در دوستی است.3. ثروت خانه در شادی است.4. زیبایی خانه در پاکیزگی است.5. پاکی خانه در تقوا است.6. نیاز خانه در معنویات است.7. استحکام خانه در تربیت است.8. گرمی خانه در محبت است.9. صفای خانه درمحبت است.10. پیشرفت خانه در قناعت است.11. لذت خانه در سازگاری است.12. سعادت خانه در امنیت است.13. روشنایی خانه در آرامش است.14. رفاه خانه در حرمت و تفاهم است.15. ارزش خانه در اعتماد و اطمینان است.16. سلامتی خانه در نظافت و پاکیزگی است.17. صفت خانه در انصاف و گذشت است.18. شرافت خانه در لقمه حلال است.19. زینت خانه در ساده بودن است.20. آسایش خانه در انجام وظیفه است

برچسب: اکسیرهای, نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 13:28

ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﻪ، ﻣﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻭ
ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ
ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻧﺠﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺨﺸﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﻧﻔﺮﺕ، ﺷﺒﮑﻪ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ، ﺷﺒﮑﻪﺷﺎﺩﯼ
ﯾﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯ

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ، ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺫﻫﻨﺖ ﺭﻭ ﺑﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺒﮑﻪ

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ، ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﻐﺰﺕ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺗﻪ

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 13:28

زنبور عسل، دلبستۀ هیچ گُلی نمی شود. از انواع گلها شهد جمع می کند، اما دلبسته نمی شود. اگرچه زنبور از گلهای بسیاری شهد جمع می کند، اما هیچ گلی را نابود نمی کند. گلها وقتی زنبور به رویشان می نشیند، خوشحال می شوند و به خود می بالند. زنبور هیچگاه تخریب نمی کند، آنچه را نیاز دارد جمع می کند، اما با چنان مهارتی که هیچ آسیبی به گل نمی زند. به گونه ای زندگی کن که به هیچکس آسیب نرسانی، سازنده، ملاحظه گر و هنرمندانه زندگی کن و هیچگاه دلبسته نشو. از تمام گلهای زندگی لذت ببر، اما در هیچ جا توقف نکن تا به مقصد نهایی زندگی (خدا) برسی. من و ما اثر امیررضا آرمیون

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

کودکی که می دانددستان پینه بسته ی پدرشتن فروشی خواهرشو گریه های مادرش از بی پولی استچگونه در مدرسه بنویسد: علم به

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

گاهی اوقات بر سر راه آدمیزاد
آدم هایی قرار میگرند
که فراتر از یک دوست معمولی هستند؛
که می شود با آن ها به هر چیزی بخندی
دوست هایی هستند در زندگی
که بی دغدغه می شود بدون نقاب بر صورت با آنها معاشرت کرد؛
می شود یادت برود که میزبانی یا مهمان!
جایی که هستی خانه اوست یا خانه خودت!
حتی می شود ناگفته های دلت،
آن هایی که جرأت گفتنش به خودت هم نداری، بهشان بگویی
و …
مطمئن باشی می شنوند و نشنیده می گیرند!
چقدر خوبند این آدمها
و چقدر همه ما نیاز داریم
به حداقل یکی از آنها…

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

دعاهای قشنگ واسه همدیگه کنیم ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ،ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﺧﻮﺏ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺶ! ﺩﻋﺎ کنیم که ﺍﺷﮑﯽ ﺍز ﭼﺸﻤﺎن هیچکس ﻧﯿﺎﺩ، ﺍگر هم اﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ! ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﭘﺮ ﻧﺸﻪ، ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﭘﺮ ﺷﺪ ﭘﺮ ﺑﺸﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ! ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻪ،ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﺷﺪ ﺧﺪﺍ ﺯﻭﺩ ﯾﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ! ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﺮ کس ﻫﺮ آرزویی ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻪ! ﺩﻋﺎ کنیم حکمت خدا با آرزوهامون یکی باشه

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

ﺻﺎﺩﻕ هدایت در کتاب بوف کور از سیزده درد مشترک ایرانیان چنین مینویسد: ١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ.٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.٦ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ « ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ » ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ.٧ - ﮐﻠﻤﻪ ﯼ «ﻣﻦ » ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ « ﻣﺎ » ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ.٨ - ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.٩ - ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.١٠ - ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻋﺎﺟﺰﯾﻢ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ. ١١- ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ

برچسب: ایرانیان, نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردمو امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات باخبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با آنهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

دوش حمام رو ببین!

آب از بالا میاد؛ اما از پایین تنظیم میشه.
اینکه اصلا آب بیاد یا نه؛
کم باشه یا زیاد؛
سرد باشه یا گرم؛
به تو مربوط میشه؛
تا کدوم شیر رو بچرخونی؛
تا کدوم طرف بچرخونی؛
کم بچرخونی یا زیاد؛
اصلا بچرخونی یا نه؛
همه به خودت ربط داره.

میخوام بگم ماجرای "رزق و روزی"
یک چنین ماجرایی است.

رزق ما تو آسمونه؛
ولی اینکه فرو بباره یا نه؛
و یا کم بباره و یا زیاد؛ به سعی و تلاش ما بستگی داره....

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 2:03

خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم،مدرک تحصیلی بالا اما درک پایینی داریم، بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان عمر نوح میخواهد!کم میخندیم و زود عصبانی میشویم،کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،زیاد دروغ میگوییم اما همه از دروغ متن

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 7:27

همیشه یادتان باشد که
زندگی پیشکشی است برای شادمانی و خوب زیستن

لبخند زیباترین آرایش هر فرد است
و امید و مثبتاندیشی کلید خوشبختی

زندگی کوتاهتر از آن است که خود را بخاطر مسائل بیارزش دچار استرس کنید.

از همه لحظههای عمرتان لذت ببرید
کمتر قضاوت کنید و بیشتر بپذیرید

و مادامی که به کسی آسیب نمیرسانید همانگونه که دوست دارید زندگی کنید.

و اهمیت ندهید که دیگران درباره شما چگونه فکر میکنند و چه میگویند...

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 7:27

در قرن گذشته،سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد.. مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.. پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم م

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 7:27

صفحه بندی